نامه هاى ارسال شده: 987                                                                          ارسال نامه
  1  2  3  4  5  6  7  8  9  10  11  12  13  14  15  16  17  18  19  20  21  22  23  24  25  26  27  28  29  30  31  32  33  

 اسم: ستایش احمدیان
 کشور: ایران - مشهد
نامه: سلام.من ستایش 8ساله ازمشهد من چند سالی بود که مریض بودم و حضرت علی اصغر و رقیه و امام رضا و امام حسین منو شفا دادن و دیشب از حضرت علی اصغر خواستم بچه های مریضی که هنوز خوب نشدن رو شفا بده و من تقریباً میفهمم که حضرت علی اصغر چه دردی رو تحمل کرده .


 اسم: پرستش پورنوروز
 کشور: ایران
نامه: به نام خدا با سلام خدمت حضرت علی اصغر اسم من پرستش است من شما را خیلی دوست دارم شما را با لب تشنه شهید کردند کاش من هم کنار شما بودم و به شما آب میدادم به خواهرت هم سلام برسان خدا حافظ


 اسم: حسناسادات اخباری
 کشور: ایران
نامه: السام علیک یا علی اصغر این روزاکه محرمه مابرای پدرت امام حسین وشما وبقیه شهدای کربلا عزاداری می کنیم .من امام حسین رو خیلی دوست دارم.نماز خواندن رو هم دوست دارم چون امام حسین وخدا خیلی دوست دارند.امیدوارم بتونیم به سفارشهای پدرتون عمل کنیم.علی جان برای من وخانواده ام دعا کنید.


 اسم: ملیکا مستوری
 کشور: ایران
نامه: سلام به طفل شیر خوار دشت کربلا راستش وقتی اسم علی اصغر میاد اشک از چشمانم سراریز میشود با خودم میگویم چه دل سنگی داشتند شمر و یزید و یارانش که به یک طفل معصوم هم رحم نکردند وای بر شما انشاالله نتیجه اعمال زشتتان را در قیامت خواهید دید. به امید آن روز باتشکر از برنامه های خوبتون من ملیکا مستوری 8ساله از استان فارس شهرستان نی ریز


 اسم: Amiri marwajaan
 کشور: Hamburg
نامه: salam ma marwa hastam ali azkar man khele dustat daram ma mekhuham ki dar pa buse tan beiayim ma gadaiy tan hastam madar buzuge man hamescha dastaneta na baraiy man mekunan wa harma la ra lanat mekunam ki schumara ba schahdat rasan ma degar nameta nam haf besa nam jera ki aschke man dar hamad khuda fiz khuda negah daretan


 اسم: اميرحسين نوروزپور
 کشور: ايران
نامه: سلام بر علي اصغر من ميدانم تو کوچکترين شهيد کربلايي من در عذاداريهاي محرم به ياد تشنگي تو در هيات به عذاداران حسيني اب مي دهم وبراي مظلوميت تو وتمام ياران پدرت گريه ميکنم ودوست دارم که تو عذاداري من را قبوت کني


 اسم: محمدحسین صداقت نسب
 کشور: ایران
نامه: خواهر من ، نورا، محرم امسال شش ماهه شده درست مثل علی اصغر یا حضرت علی اصغر


 اسم: مبينا آقائي
 کشور: ايران
نامه: به نام خدا. سلام اي شش ماهه ي امام حسين(ع). چند روز پيش که ميخواستم آب بخورم به يادت افتادم.از مامانم پرسيدم که چرا حضرت علي اصغر را شهيد کردند؟ مامانم اشکي ريخت و گفت به خاطر اينکه امام حسين(ع) ميخواست به دشمن هايش بگوييد که آب را به روي آنها باز کنند و کوچولويش را بالا برد اما دشمن ها با تير سه شاخه کوچولوي شش ماهه اش را شهيد کردند. من ميخواهم همانطور که پدرت دوست داشت زندگي کنم.از خدا و خودت کمک ميخواهم.


 اسم: محمد فواد پر خويي
 کشور: ايران
نامه: نامه اي به علي اصغر سلام علي اصغر من دلم برايت تنگ شده وقتي شنيدم که تو شهيد شدي خيلي ناراحت شدم ولي وقتي شهيد شدي ديگه نميشه کاريش کرد فقط من ميتوانم راه تو را ادامه دهم و تلاش کنم تاپسرخوبي باشم. عزيزم وقتي بچه اي کوچک است من دوست ندارم بميردمثل تو علي اصغر. من مي خواهم يک بچه اي مثل تو به دنيا بيايد و اسمش علي اصغر باشد. دشمن ها خيلي بي رحم بودند. محمد فواد پرخويي7 ساله


 اسم: امیرحسین محمدی
 کشور: ایران
نامه: سلام برتو ای طفل شیرخوار من علی اصغر بن حسین من همیشه ماه محرم و دیگر روزها به یاد تو می افتم وهمیشه که ماه محرم می اید در روز عاشورا به تعذیه محلمان می رویم من همیشه ناراحت میشوم وبا خودم میگم که چه قدر این یاران یزید بدجنس بودند که حتی به این طفل شیر خوارم رحم نکردند من همیشه وقتی نام تورا می شنوم وقتی در کنار ابخوری هستم به یاد میفتم ان لحظه ای که تشنه بودی وپدرت تورا بالا برد وگفت به این طفل شیرخوار رحم کنید غصه ام میگیرد به همین دلیل دوست داشتم با تو ارتباط بر قرار کنم. دوستت دارم علی اصغر


 اسم: سپیده و سجاد نقیبی
 کشور: ایران
نامه: سپیده و سجاد نقیبی استان خراسان رضوی یا حضرت علی اصغر . دوست دارم تو را ببینم و تو را در آغوش بگیرم تا گریه نکنی و آرام بازی بکنی واقعا چه کسان ظالم و پستی بودند آنان که بی رحمانه نوزادی را کشتند . من و خواهرم همیشه دوست داشتیم تو را ببینیم.


 اسم: الهه و آيدا صحرائي
 کشور: ايران - شهرستان بندرلنگه
نامه: سلام بر علي اصغر حسين سلام بر تو اي طفل شير خوار. من و خواهرم شما را خيلي دوست داريم و امروز هم از مادرمان خواستيم که اين نامه را براي شما در برنامه هد هد بنويسد من هر روز برنامه هد هد و نامه هاي قشنگ بچه هارا به علي اصغر را مينويسند نگاه ميکنم . من به قربان لب تشنه شما و گلوي کوچک شما شوم و لعنت خدا بر دشمنانان اسلام باد .


 اسم: مریم مسلمی پطرودی
 کشور: ایران
نامه: به نام خدای حضرت ولی اصغر (ع) سلام حضرت علی اصغر من شما را خیلی دوست دارم، تو نوزاد کوچک امام حسین بودی، ای کاش من آنجا پیشت بودم و تو را بغل می گرفتم تا تو گریه نکنی ... و من قمقمه کوچکم را پُر از آب می کردم و به تو آب می دادم تا تو تشنه نمی شدی، ای علی اصغر، همه ما بچه ها محرم هر سال در عزاداری شما شرکت می کنیم و آن گهواره کوچک سبزت را می بینیم و اندوهگین می شویم؛ ای علی اصغر، ای کاش تو شهید نمی شدی و و ای کاش تو بزرگ می شدی و می توانستی همه دوستان و مردم خوب آنجا را نجات می دادی. دوستت دارم حضرت علی اصغر از طرف مریم مسلمی پطرودی استان مازندران- شهرستان جویبار


 اسم: مریم مسلمی پطرودی
 کشور: ایران
نامه: به نام خدای حضرت ولی اصغر (ع) سلام حضرت علی اصغر من شما را خیلی دوست دارم، تو نوزاد کوچک امام حسین بودی، ای کاش من آنجا پیشت بودم و تو را بغل می گرفتم تا تو گریه نکنی ... و من قمقمه کوچکم را پُر از آب می کردم و به تو آب می دادم تا تو تشنه نمی شدی، ای علی اصغر، همه ما بچه ها محرم هر سال در عزاداری شما شرکت می کنیم و آن گهواره کوچک سبزت را می بینیم و اندوهگین می شویم؛ ای علی اصغر، ای کاش تو شهید نمی شدی و و ای کاش تو بزرگ می شدی و می توانستی همه دوستان و مردم خوب آنجا را نجات می دادی. دوستت دارم حضرت علی اصغر از طرف مریم مسلمی پطرودی استان مازندران- شهرستان جویبار


 اسم: سجاد نقیبی
 کشور: ایران
نامه: سلام به تو حضرت علی اصغر . من به طور کامل شما را درک می کنم . حرمله با پستی به شما تیر را به گلوی شما چسباند اما روزی جزای کارش را در جهنم دید. درود به هدهد سجاد نقیبی


 اسم: فاطمه
 کشور: ایران
نامه: سلام علی اصغر امام حسین خواهرت سه سالگی کشته شد من نمیدانم تو قبل از او شهید شدی یا بعداز او به خواهرت بگو من خیلی دوستش دارم میخواهم اسم خواهرم را بگذارم رقیه من 7سالمه ولی نمیتونم راه برم منو خوب کن


 اسم: ایلین مرادی
 کشور: ایران
نامه: سلام فرشته کوچولوی من علی اصغر جان من تو را خیلی دوست دلرم . من قصه های زیادی از تو و پدرت امام حسین شنیده ام الن که ماه محرم شده وقتی که آب می خورم خیلی غصه ام می شه آخه میدونم که دشمنان بد جنس تو را تشنه گذاشته اند و به تو و خانواده ات آب ندادند و گلوی کوچولوی تو را با تیر پاره کردند من خیلی ناراحت شدم اما میدونم که شهادت تو و پدر مهربونت باعث شد که اسلام از بین نره شما در دل من زنده هستید و هیچ وقت فراموش نمی شوید لعنت به دشمنانی که شما را اذیت کردند می دونم که بهشت با پدرت با خوشحالی زندگی می کنی و حرفهای منو از بهشت میشنوی ای کاش تو را در خوابم میدیدم فراموشت نمی کنم ایلین مرادی


 اسم: ایلین مرادی
 کشور: ایران
نامه: سلام فرشته کوچولوی من علی اصغر جان من تو را خیلی دوست دلرم . من قصه های زیادی از تو و پدرت امام حسین شنیده ام الن که ماه محرم شده وقتی که آب می خورم خیلی غصه ام می شه آخه میدونم که دشمنان بد جنس تو را تشنه گذاشته اند و به تو و خانواده ات آب ندادند و گلوی کوچولوی تو را با تیر پاره کردند من خیلی ناراحت شدم اما میدونم که شهادت تو و پدر مهربونت باعث شد که اسلام از بین نره شما در دل من زنده هستید و هیچ وقت فراموش نمی شوید لعنت به دشمنانی که شما را اذیت کردند می دونم که بهشت با پدرت با خوشحالی زندگی می کنی و حرفهای منو از بهشت میشنوی ای کاش تو را در خوابم میدیدم فراموشت نمی کنم ایلین مرادی


 اسم: حسن و حسین داودی تبار
 کشور: ایران
نامه: باسلام علی اصغر جان به من وخانواده ام کمک کن تا دربرابر مشکلات پیروز شویم ازتو می خواهم مرادردرس هایم موفق کنی من کلاس دوم راهنمایی هستم . علی جان مادر من مریض است ومن از شما می خواهم ان رااگر صلاح میدانیدخوب کنید . علی اصغر جان داستان شهید شدن تورا که بالبی تشنه شهید شده ایی شنیده ام که باتیرسه شعبه تورا زدند.من یک برادر دارم که کوچک تر از خودم است اوسه ساله است.وقتی گریه اش می افتد پدرم ومادرم وخودم سریع اورا ارامش می کنیم چون نمی توانیم تحمل کنیم من نمیدانم پدرت یعنی امام حسین(ع) چطوری تحمل کرد شهید شدن تورا . من شمارا خیلی دوست دارم این را از ته دل وجانم می گویم می دانم که شما حاجات مردم را براورده میکنید پس اگر ممکن است حاجت من راهم براورده کنید .باتشکر از شما


 اسم: هانيه صفري
 کشور: ايران
نامه: سلام شش ماهه ي حضرت حسين.من خيلي به شما مديونم.زيراشما با شهادت خود به من و شايد کودکاني ديگر آموخته ايد که نبايد از دشمن خود بهراسيم و بترسيم.بلکه بايد با شجاعت، شهامت و قدرت به جلو حتي در روبه روي او به ايستيم و شجاعت خود را نشان بدهيم،با او بجنگيم و حتي خون خود را بريزيم براي دفاع از بقيه ي مردم کشته شويم،همان کاري را که شما ، برادرتان ، عمويتان ، پدرتان و يارانشان کرديد.مي دانم که پدرتان شما را جلوي دشمنان برده و فرموده است:((شما با من کار داريد.چرا حتي به طفل معصوم هم رحم نمي کنيد.))اما فکر مي کنم که اين خواسته ي خود شما هم بوده است که در جلوي دشمن برويد.به هر حال از شما فقط و فقط يک درخواست دارم.آن هم اين است که از خداوند ظهور امام زمان را،تا ما زنده هستيم برساند.اميد وارم در آينده به بهشت بيايم و شما را ببينم. هانيه صفري 10ساله از شهرستان آباده در استان فارس.


 اسم: فاطمه کاشاني
 کشور: عراق نجف اشرف
نامه: سلام علي اصغر! قصه تو را بابايم برام تعريف کرده است. من خيلي دلم برايت مي سوزد. راستي چقدر دل خواهرت رقيه برايت سوخته است. من يک برادر کوچک دارم، و اگر خداي نکرده روزي ببينم جايي از بدن او زخمي شده تحمل ديدن آن را ندارم، نمي دانم وقتي خواهرت رقيه گلوي خوني تو را ديد چه کار کرد. شايد مثل من چشمانش را بسته و يک گوشه نشسته و گريه کرده است. علي اصغر! من شنيده ام که تو حاجت مردم را مي دهي، از تو مي خواهم از خدا بخواهي امام زمان زودتر ظهور کند. فاطمه 8 ساله از نجف اشرف


 اسم: زهرا درویشی
 کشور: ایران شهر شیراز
نامه: با سلام خورشيد عاشورا، از اوج آسمان، حرارت را بر كربلا مي باريد. از ابتداي صبح، فرياد و نالة كودكان، از خيمه ها برپا بود. صداي واعطشا، كربلا را شرمنده كرده بود. آنجا، گوشة خيمة رباب، كودكي شيرخوار، در آغوش مادر، بي تابي مي كرد. با گريه اش، گويا آب مي خواست. تشنه بود. اما مادر از او تشنه تر. شيري هم نداشت تا كودك را قدري آرام كند. عصر عاشورا، حسين به خيمه ها آمد. براي خداحافظي. اهل حرم گرداگرد حسين حلقه زدند. تشنگي يادشان رفته بود. اين بار در فراق حسين اشك مي ريختند. در اين هياهو، حسين به خيمة رباب رفت تا با همسر و فرزند شيرخوارش وداع كند. علي اصغر با ديدن بابا، دست و پا تكان داد. حسين او را در آغوش گرفت. علي اصغر آرام شد. رباب نگاهي به حسين افكند. گويي با نگاهش از حسين، آب طلب مي كرد. اما نه براي خود. براي اين طفل معصوم. حسين فرمود: «او را به نزد لشكر مي برم تا شايد سيرابش كنند.» به نزد سپاه عمر سعد آمد. علي را به روي دست گرفت و فرياد زد: «اي لشكر ستم سيرت، شما با من نبرد مي كنيد. اين كودك شيرخوار، تشنه است. او را از من بگيريد و سيرابش كنيد و به من بازگردانيد.» آه! عجب صحنه اي! حسين، اينك با كودكي در آغوش به ميدان آمده. ديگر يار و ياوري براي او نمانده؟ آسمان و زمين دارند اين صحنه را تماشا مي كنند. اينك، حسين است و علي اصغر و يك لشكر. با او چه مي كنند؟ آيا كودكش را سيراب خواهند ساخت؟ اينكه خواستة مهمي نيست. حتماٌ اجابت مي كنند. علي اصغر، لب تشنه، با گوشة چشمان كوچكش، لشكر را نظاره كرد. نامردماني را كه تشنة خون پدرش بودند. نگاهش را سوي پدر برگرداند. چشمان ملتمس بابا را ديد كه در ميان لشكر، بدنبال يك جوانمرد مي گشت تا اميدش را نااميد نسازد. لبهاي خشكيدة بابا را ديد كه مانند دو چوب خشك، برهم مي خوردند. صورت زخمي و خونين بابا را نظاره مي كرد. چهرة خسته و مظلوم پدر را مي ديد. و حسين، با شرمساري چهرة تشنة علي اصغر را تماشا مي كرد. علي و بابا محو تماشاي يكديگر بودند كه ناگهان حسين پاسخ خود را دريافت كرد. تيري سه شعبه از كمان حرمله رها گرديد و گلوي نازنين علي اصغر را دريد. زضرب تير، چنان دست و پاي خود گم كرد كه خواست گريه كند، جان آن تبسم كرد آخرين و كوچكترين سردار حسين نيز، با شربت شهادت، سيراب شد. حسين، دست خود را از خون گلوي اصغر پر كرد و بر آسمان افشاند و قطره اي از آن بر زمين باز نگرديد. اشك از چشمانش جاري شد و فرياد زد:«علي جان! خدا لعنت كند قومي را كه تو را كشتند.» اينك حسين، ميان ميدان كربلا مانده. نه تاب ايستادن دارد و نه توان بازگشتن به خيمه ها را. آرام، اصغر را به پشت خيام برد. با شمشير قبر كوچكي حفر نمود و ميوة دلش را در ميان قبر گذاشت. صداي ناله اي او را به خود آورد. رباب بود كه با اشكهاي خويش، كودك شيرخوارش را بدرقه مي كرد. اي سردار كوچك حسين! اي علي اصغر! امشب دست توسل به دامان تو بسته ايم. با دستان كوچكت، گره از كار ما بگشا. خودم ایمیل ندارم بنابر این با ایمیل پدرم فرستادم


 اسم:
 کشور: عراق نجف اشرف
نامه: سلام علي اصغر! قصه تو را بابايم برام تعريف کرده است. من خيلي دلم برايت مي سوزد. راستي چقدر دل خواهرت رقيه برايت سوخته است. من يک برادر کوچک دارم، و اگر خداي نکرده روزي ببينم جايي از بدن او زخمي شده تحمل ديدن آن را ندارم، نمي دانم وقتي خواهرت رقيه گلوي خوني تو را ديد چه کار کرد. شايد مثل من چشمانش را بسته و يک گوشه نشسته و گريه کرده است. علي اصغر! من شنيده ام که تو حاجت مردم را مي دهي، از تو مي خواهم از خدا بخواهي امام زمان زودتر ظهور کند. فاطمه 8 ساله از نجف اشرف


 اسم: آیدا
 کشور: ایران
نامه: من آیدا ایجابی هستم از بوشهر قبلا هم برات نامه نوشتم علی اصغر جان خیلی دوست دارم کاش توی کربلا بودم وبا دشمنات میجنگیدم و در راه حق شهید میشدم به امید روزی که آقامون قیام کنند منتظر میمونیم


 اسم: آیدا
 کشور: ایران
نامه: علی اضغر جان من به قربان تو بشم که آب برای نوشیدن نداشتی وبه جاش خون خودت را اشقیا به خوردت دادن با تیر سه شعبه ای که به تو دادند اصغر شش ماه نداره چاره خون جای آب نوشد آن گلپاره


 اسم: امیرمحمد عباسی نیا
 کشور: ایران
نامه: به نام خدا علی اصغر جان سلام. من تو رو خیلی دوست دارم.عاشقتنم.انشالله با امام زمان عج دشمنای بدی که تو رو شهید کردن میکشیم و انتقام خون تو رو میگیریم. امیر محمد عباسی نیا 3.5 ساله از ایران - کرمان


 اسم: امیر محمد عباسی نیا
 کشور: ایران
نامه: به نام خدا علی اصغر جان سلام.من تو رو خیلی دویت دارم.عاشقتم.انشالله با امام زمان عج با دشمنای بدی که تو رو شهید کردن میجنگیم و انتقم خونت رو میگیریم. امیر محمد عباسی نیا 3.5 ساله از ایران-کرمان


 اسم: فاطمه ساسانی
 کشور: ایران
نامه: سلام علی اصغر. من الأن 9 سالم است و خیلی دوست دارم شما را ببینم ولی شما خیلی وقت است که شهید شده اید. من وقتی کوچکتر بودم مادرم لالایی شما را برایم می خواند. من خیلی دوست داشتم شب شود تا مادرم لالایی شما را برایم بخواند. فاطمه ساسانی از شیراز


 اسم: نرجس.ندا.سحر.علیرضاکمالی
 کشور: ایران-بندرلنگه
نامه: سلام علی اضغر شهید کربلا خیلی دوست دارم ای بزرگ پسر امام حسین (ع) ما خیلی ناراحتیم شما رو ناجوانمردانه شهید کردند ما و بابا ومامانمان رو پیش خدا شفاعت کن ای بزرگ امام حسین


 اسم: کیمیا حسن زاده
 کشور: ایران
نامه: (( به بچه ها خبربدین )) به بچه ها خبر بدین --------------------- اصغر دیگه آب نمی خواد رودست بابا خوابیده --------------------- دیگه به خیمه نمی یاد با خون حنجرش علی --------------------- روشونه بابا نوشت اون که می خواست آب بخوره --------------- آب می خوره توی بهشت مهمون نوازی می کنه -------------------- حرمله باتیرو کمون بابا خونای اصغرو -------------------- می پاشه توی آسمون بابا خجالت می کشه -------------------- می یادبه سوی خیمه ها بابا می یاد به خیمه ها -------------------- یه قبر کوچک میکنه اصغر کوچک بابا --------------------- توقبر راحت می خوابه به بچه ها خبربدین --------------------- اصغردیگه آب نمی خواد رودست بابا خوابیده ---------------------- دیگه به خیمه نمی یاد (( کیمیا حسن زاده - 6 ساله از مشهد )) (( آدرس : مشهد – خیام شمالی – عبدالمطلب 58 – قائم 6 – پلاک 14 )) (( تلفن : 7111787 – 09155127933))