نامه هاى ارسال شده: 986                                                                          ارسال نامه
  1  2  3  4  5  6  7  8  9  10  11  12  13  14  15  16  17  18  19  20  21  22  23  24  25  26  27  28  29  30  31  32  33  

 اسم: بنیامین صالونی
 کشور: ایران
نامه: سلام اي فرشته ي کوچک 6 ماهه سلام به مولاي خوبم علي اصغر (ع) . سلام به تو نوزاد کوچک که در گهواره ي قشنگ چوبي ات خوابيده اي . تو نمي تواني با دشمنان خدا بجنگي چون هنوز6 ماه بيشترنداري تو مي تواني در گهواره ات بماني و گريه نکني اين خودش يک کمک بزرگ است . اي نوزاد کوچک در گهواره ات آرام بمان و بخواب تا وقتي بيدار شدي بهشت را ببيني چون خدا وهمه ي اهل بيت آن جا هستند.


 اسم: سایناز اسماعیلی
 کشور: ایران
نامه: داداشی جونم خیلی دوستت دارم


 اسم: مهدیه ومحبوبه زین الدینی
 کشور: ایران
نامه: خیلی دوستت دارمیم


 اسم: اوا ریحانی نزاد
 کشور: ایران عزیز
نامه: سلام عزیزترین شهید خدا واسه ما دعا کن ما همیشه به یاد و عشقت گهواره درست می کنیم و رو بیراهنمون می نویسیم یا علی اصغر


 اسم: k;l
 کشور: ایران
نامه: سلام دوست دارم


 اسم: غزل محمدي
 کشور: ايران
نامه: آقاي کوچک سلام. من هر موقع که آب ميخورم بياد لبهاي خشکيده پدرت و گلوي بريده شما مي افتم. دستانم را بگير اي مهربان.


 اسم: سیاوش قره اوغلانی
 کشور: ایران
نامه: سلام کوچولوی دوست داشتنی امام حسین (ع) مامان جونم وقتی من 6 ماهه بودم همه اش به یاد تو بود که چطور دشمنان اسلام دلشون اومد که با تیر گلویی زیبایی تو را نشون بگیرند من خیلی دوستت دارم


 اسم: اترینا شیوا
 کشور: ایران
نامه: همیشه درقلب من خواهی ماند.


 اسم: زهراسادات موسوي
 کشور: ايران
نامه: سلام اي فرشته ي کوچک 6 ماهه سلام به مولاي خوبم علي اصغر (ع) . سلام به تو نوزاد کوچک که در گهواره ي قشنگ چوبي ات خوابيده اي . تو نمي تواني با دشمنان خدا بجنگي چون هنوز6 ماه بيشترنداري تو مي تواني در گهواره ات بماني و گريه نکني اين خودش يک کمک بزرگ است . اي نوزاد کوچک در گهواره ات آرام بمان و بخواب تا وقتي بيدار شدي بهشت را ببيني چون خدا وهمه ي اهل بيت آن جا هستند.


 اسم: زهراسادات موسوي
 کشور: ايران
نامه: سلام علي اصغر ! شب هفته محرمه .امشب ما بچه ها لباس علي اصغرهامونو با سربندش ميپوشيم ،ميريم هيأت تا برا تو كه فقط شش ماه داشتي و تو دشت كربلا شهيد شدي گريه كنيم.مامانم ميگه:تو كوچيكترين شهيد كربلايي كه ظهر عاشورا با تير سه شعبه شهيد شدي.اونوقت خوني كه از گلوي قشنگت اومد بابات مشتي از اونو به آسمون پرت كرد حتي قطره اي هم به زمين نيومد. فرشته ها خونت رو پيش خدا بردن.علي جون تو كوچولويي ولي برا ما بچه ها يه قهرمان بزرگي.


 اسم: زهراسادات موسوي
 کشور: ايران
نامه: سلام دردانه امام حسين(ع) يه روز با مامانم رفته بودم بيرون؛ داداش كوچولوم خيلي گريه مي كرد. بعضيا گفتن شايد آب ميخواد آخه هوا خيلي گرم بود. خيلي ها براش آب آوردن .آره تشنه بود آب كه خورد آروم شد، داشت مي خنديد ولي من گريه كردم. آخه مامان فاطمه ميگه: تو رو تشنه شهيد كردن. كاش مي شد يه كم از اون آبي كه آدماي خوب برا داداشم آوردن برات مي آوردن اونوقت امام حسين هم خنده هاي پسرشو ميديد، اما تو الان پيش خدايي/.


 اسم: مهدیه ومحبوبه زین الدینی
 کشور: ایران
نامه: گفت و گو با خدا خداي عزيز ! به جاي اينكه بگذاري مردم بميرند و مجبور باشي آدماي جديد بيافريني ، چرا كساني را كه هستند، حفظ نمي كني ؟ امي : خداي عزيز ! شايد هابيل و قابيل همديگر را نمي كشتند اگر هر كدام يك اتاق جداگانه داشتند، در مورد من و برادرم كه مؤثر بوده . لاري: خداي عزيز ! اگر يكشنبه ، مرا توي كليسا تماشا كني ، كفش هاي جديدم رو بهت نشون مي دم . ميگي : خداي عزيز ! شرط مي بندم خيلي برات سخت است كه همه آدمهاي روي زمين رو دوست داشته باشي . فقط چهار نفر عضو خانواده من هستند ولي من هرگز نمي توانم همچين كاري كنم . نان: خداي عزيز ! در مدرسه به ما گفته اند كه تو چكار مي كني ، اگر تو بري تعطيلات ، چه كسي كارهايت را انجام مي دهد ؟ جين : خداي عزيز ! آيا تو واقعاً نامرئي هستي يا اين فقط يك كلك است ؟ لوسي : خداي عزيز ! اين حقيقت داره اگر بابام از همان حرفهاي زشتي كه تو بازي بولينگ ميزند، تو خانه هم استفاده كند ، به بهشت نمي رود؟ آنيتا : خداي عزيز ! آيا تو وافعاً مي خواستي زرافه اين طوري باشه يا اينكه اين يك اتفاق بود؟ نورما : خداي عزيز ! چه كسي دور كشورها خط مي كشد ؟ جان : خداي عزيز ! من به عروسي رفتم و آنها تو كليسا همديگر را بوسيدند . اين از نظر تو اشكالي نداره ؟ نيل : خداي عزيز ! آيا تو واقعاً منظورت اين بوده كه (( نسبت به ديگران همانطور رفتار كن كه آنها نسبت به تو رفتار مي كنند ؟ )) اگر اين طور باشد ، من بايد حساب برادرم را برسم . دارلا : خداي عزيز ! به خاطر برادر كوچولويم از تو متشكرم ، اما چيزي كه من به خاطرش دعا كرده بودم ، يك توله سگ بود . جويس : خداي عزيز ! وقتي تمام تعطيلات باران باريد ، پدرم خيلي عصباني شد . او چيزهايي درباره ات گفت كه از آدمها انتظار نمي رود بگويند . به هر حال ، اميدوارم به او صدمه اي نزني . دوست تو اما نمي خواهم اسمم رو بگم: خداي عزيز ! لطفاً برام يه اسب كوچولو بفرست . من فبلاً هيچ چيز او تو نخواسته بودم مي تواني درباره اش پرس و جو كني . بروس : خداي عزيز ! برادر من يك موش صحرايي است . تو بايد به اون دم هم مي دادي ها ! ها ! دني : خداي عزيز ! فكر مي كنم منگنه يكي از بهترين اختراعاتت باشد . روث : خداي عزيز ! من هميشه در فكر تو هستم حتي وقتي كه دعا نمی کنم . راب : خداي عزيز ! من دوست دارم شبيه آن مردي كه در انجيل بود ، 900 سال زندگي كنم . با عشق كريس : خداي عزيز ! ما خوانده ايم كه توماس اديسون نور را اختراع كرد . اما تو كلاس هاي ديني يكشنبه ها به ما گفتند تو اين كار رو كردي . بنابراين شرط مي بندم او فكر تو را دزديده . ادي : خداي عزيز ! لازم نيست نگران من باشي . من هميشه دو طرف خيابان را نگاه مي كنم . دين : خداي عزيز ! فكر نمي كنم هيچ كس مي توانست خدايي بهتر از تو باشد . مي خوام اينو بدوني كه اين حرفو به خاطر اينكه الان تو خدايي ، نمي زنم . چارلز : خداي عزيز ! هيچ فكر نمي كردم نارنجي و بنفش به هم بيان . تا وقتي كه غروب خورشيدي رو كه روز سه شنبه ساخته بودي ، ديدم ، معركه بود


 اسم: آوا عبدالي
 کشور: ايران
نامه: سلام بر حنجري که باتير سه شعبه سيراب شد فداي قرباني کوچک کربلا حضرت علي اصغر(ع) يا حسين


 اسم: اسما جدیکار
 کشور: ایران
نامه: درود خدا بر تو ای شهید کوچک کربلا.تو بهترین پسر کوچولوی دنیا هستی.


 اسم: هدیه رفاهی
 کشور: ایران
نامه: گفت و گو با خدا خداي عزيز ! به جاي اينكه بگذاري مردم بميرند و مجبور باشي آدماي جديد بيافريني ، چرا كساني را كه هستند، حفظ نمي كني ؟ امي : خداي عزيز ! شايد هابيل و قابيل همديگر را نمي كشتند اگر هر كدام يك اتاق جداگانه داشتند، در مورد من و برادرم كه مؤثر بوده . لاري: خداي عزيز ! اگر يكشنبه ، مرا توي كليسا تماشا كني ، كفش هاي جديدم رو بهت نشون مي دم . ميگي : خداي عزيز ! شرط مي بندم خيلي برات سخت است كه همه آدمهاي روي زمين رو دوست داشته باشي . فقط چهار نفر عضو خانواده من هستند ولي من هرگز نمي توانم همچين كاري كنم . نان: خداي عزيز ! در مدرسه به ما گفته اند كه تو چكار مي كني ، اگر تو بري تعطيلات ، چه كسي كارهايت را انجام مي دهد ؟ جين : خداي عزيز ! آيا تو واقعاً نامرئي هستي يا اين فقط يك كلك است ؟ لوسي : خداي عزيز ! اين حقيقت داره اگر بابام از همان حرفهاي زشتي كه تو بازي بولينگ ميزند، تو خانه هم استفاده كند ، به بهشت نمي رود؟ آنيتا : خداي عزيز ! آيا تو وافعاً مي خواستي زرافه اين طوري باشه يا اينكه اين يك اتفاق بود؟ نورما : خداي عزيز ! چه كسي دور كشورها خط مي كشد ؟ جان : خداي عزيز ! من به عروسي رفتم و آنها تو كليسا همديگر را بوسيدند . اين از نظر تو اشكالي نداره ؟ نيل : خداي عزيز ! آيا تو واقعاً منظورت اين بوده كه (( نسبت به ديگران همانطور رفتار كن كه آنها نسبت به تو رفتار مي كنند ؟ )) اگر اين طور باشد ، من بايد حساب برادرم را برسم . دارلا : خداي عزيز ! به خاطر برادر كوچولويم از تو متشكرم ، اما چيزي كه من به خاطرش دعا كرده بودم ، يك توله سگ بود . جويس : خداي عزيز ! وقتي تمام تعطيلات باران باريد ، پدرم خيلي عصباني شد . او چيزهايي درباره ات گفت كه از آدمها انتظار نمي رود بگويند . به هر حال ، اميدوارم به او صدمه اي نزني . دوست تو اما نمي خواهم اسمم رو بگم: خداي عزيز ! لطفاً برام يه اسب كوچولو بفرست . من فبلاً هيچ چيز او تو نخواسته بودم مي تواني درباره اش پرس و جو كني . بروس : خداي عزيز ! برادر من يك موش صحرايي است . تو بايد به اون دم هم مي دادي ها ! ها ! دني : خداي عزيز ! فكر مي كنم منگنه يكي از بهترين اختراعاتت باشد . روث : خداي عزيز ! من هميشه در فكر تو هستم حتي وقتي كه دعا نمی کنم . راب : خداي عزيز ! من دوست دارم شبيه آن مردي كه در انجيل بود ، 900 سال زندگي كنم . با عشق كريس : خداي عزيز ! ما خوانده ايم كه توماس اديسون نور را اختراع كرد . اما تو كلاس هاي ديني يكشنبه ها به ما گفتند تو اين كار رو كردي . بنابراين شرط مي بندم او فكر تو را دزديده . ادي : خداي عزيز ! لازم نيست نگران من باشي . من هميشه دو طرف خيابان را نگاه مي كنم . دين : خداي عزيز ! فكر نمي كنم هيچ كس مي توانست خدايي بهتر از تو باشد . مي خوام اينو بدوني كه اين حرفو به خاطر اينكه الان تو خدايي ، نمي زنم . چارلز : خداي عزيز ! هيچ فكر نمي كردم نارنجي و بنفش به هم بيان . تا وقتي كه غروب خورشيدي رو كه روز سه شنبه ساخته بودي ، ديدم ، معركه بود


 اسم: هدیه رفاهی
 کشور: ایران
نامه: ایزدا !دستان کوچکم را به عظمت بزرگی تو می سپارم . در دل کوچک و کودکانه من فضای بزرگی برای دوست داشتنت گذاشتم . تا در هر لحظه با صدای لرزش قلبم عشق درونی را نثارت کنم . در این دل شب در سحرگاهان زیبایت همراه بزرگ انسان هاصدایت می کنم .مناجات می خوانم . فریاد تنها یی و روز های بی کسی می زنم وهر لحظه تو را احساس می کنم که صداییم می کنی و با هر صدا ی زیبایت ایمان و صبوری در برابر ..... جستجو می کنم هر چه بیشتر می خوانمت بیشترمی خواهمت . ای پروردگار من ! می خواهم کودکانه بمانم .دلم می خواهد پاک و معصوم باشم و از شهر بزرگتر ها دور باشم . نه نمی توانم مثل ان ها باشم . احساسا تم پاک و کودکانه است اگر با ان ها باشم احساسات پاکم را لگدمال می کنند و شور احساس پاکم را بهتر بگویم حرفم را نمی فهمند .من نمی توانم به خود ذروغ بگوییم . نمی توانم بدیها را خوب و خوبیها را بد جلوه دهم .بیماری را سلامتی و سلامتی را بیماری . عشق را نفرت و نفرت را عشق و... و باز به قول بزرگتر ها مثبت اندیشی کنم .نه من هنوز کودک ام .و فقط چشم امیدم در دل به توست اگر کودکم ولی دلم را به بزرگی تو سپرده ام ان هنگامی که دل کودکانه را بزرگترها با هم محک می زنند و اشک دل شکسته چشمان بارانی را در ترنم لحظه های بی کسی نمی بینند . ان هنگامی که منتظر چشم امید دیداری دارم فقط به تو می اندیشم دیگر نمی خواهم به دست دیگران ازمایش شوم . که در پیش تو به خاطر تمام صداقتم سر بلند هستم .کلید خو شبختی من در دستان توست وقتی با فرشته های تو هم قدم می شوم ای خوب من . ای خوبتر از خوب . ای مهربان تر از مهربان . ای عزیزای عزیز تر از عزیز و .....در این ماه زیبا ما را دریاب که توبهترین ارامش و دوستی.ای خدای من در دل کودکانه ام با اشک چشم در این سحرگاهان نوشته ام که


 اسم: رقيه عليزاده
 کشور: ايران
نامه: سلام به سند بزرگ مظلوميت پدر علي اصغر جانم فدايت تو آنقدر بزرگي كه بدون گفتن حتي يك كلمه تونستي مظلوميت امام حسين را ثابت كني تو بزرگ مرد كوچكي اون هم چه بزرگ مردي! مردي كه مشت محكمي به همه ي دشمنان اسلام زد


 اسم: مهدیه ومحبوبه زین الدینی
 کشور: ایران
نامه: گو به بلبل بکشد ناله که ایام غم است گلشن فاطمه را فصل خزان از ستم است نوبت ماتم سلطان شهیدان برسید چشمه اشک ز هر چشم روان دم به دم است زین عزا گَرد مصیبت برسیده است به عرش لوح خونین و چونی شور و نوا در قلم است این مه آورده خبر باز زکنعان بلا یوسف آل نبی کشته تیغ ستم است خبر دیگرش این است که در جنب فرات آتش اندر اِرَم و بانگ عطش در حرم است حجّت عصر در این ماتم عظمی، شب و روز عوض اشک روان از مژه سیلاب دَم است آیتی بیرجندی علمدار کربلا بشنو از علقمه و مشک و عَلَم نام عباس و دو بازوی قلم عَلَم عاطفه بر دوش کشید مشک پر آب در آغوش کشید خالق از همت او آگاه است مقصدش خیمه ثاراللّه است الغرض دشمن غدار و لعین حمله ور شد زکمین از ره دین خنجر از پشت به آن حضرت زد ضربتی سخت بر آن پیکر زد بازوی حیدری از کار افتاد علم از دست علمدار افتاد عاقبت رشته امید گسست تیر خصم آمد و بر مشک نشست نابکاری دگر آورد فرود ناگهان بر سر عباس عمود رخنه بر دایره دین افتاد یادگار علی از زین افتاد نظر افکند به دل معنی را دید بالای سرش زهرا را گشت با منبع کوثر هم راز گفتگوی دگری شد آغاز عجبا گفت اخا ادرکنی منبع جودُ و سخا ادرکنی حجت روی زمین شد آگاه شد شتابان به سوی قربانگاه چون به بالین برادر بنشست گفت الان کمر من بشکست لاله گون شد شفق سرخ فلق غرقه خون شد پسر حجّت حق * * * آن دَم که فتاد دست پیغمبرِ آب یک قطره عطش نبود در باور آب گلهای خدا زتشنگی پژمردند ای خاک تمام کربلا بر سر آب * * * افتاد زتن دو دست آب آور تو ای خون خدا، خدا بُوَد یاور تو توحید چه خوش نشسته در باور تو خود چاره تشنه کامی اصغر کن اسد اللّه خدّامی ای آب فُرات تشنه احسانت دین زنده شد از حماسـه دستانت دست تو بُرید خصم و گردید زبون از سطوت عزم و صولتِ دنـدانت حسن احمدزاده عطائی (عطا) * * * ذکر دل و جان عاشقان مردی توست ورد لب مردان جهان مردی توست تاریخ عطشناک دل شیعه هنوز سیراب شریعه جوانمردی توست محمّدرضا محمدی نیکو حضرت زینب کربلا ای عاشقان چشم انتظار زینب است راههای شام و غربت شرمسار زینب است تا قیامت آسمانیها عزادار حسین رودها تفسیر اشک بی شمار زینب است نهضت سرخ حسینی گرچه در یک روز بود همت ابلاغ بر تاریخ کار زینب است ای علمها سر فرود آرید بهر احترام رایت عباس اینک بی قرار زینب است این محرّمها که پی درپی شکوفا می شود حکمتش تا صبح محشر یادگار زینب است نهضت سرخ حسینی گرچه در یک روز بود همت ابلاغ بر تاریخ کار زینب است اسداللّه خدّامی قحط آب در کربلا که موج زند آب روی آب از قحط آب گشته بپا،های و هوی آب در ساحل فرات که خود نهر فاطمه است دارند کودکان حسین آرزوی آب یا رب چه تشنگی است ز اهل حَرم که نیست حرفی در آن میانه بجز گفتگوی آب اصغر زهوش رفته که چندی است این رضیع نشنیده بوی شیر و ندیده است روی آب دیگر فرات نیز نیارد، به لب خروش کز غم خروش عقده شده در گلوی آب مؤید خراسانی حضرت علی اصغر علیه السلام اصغر که به سوز تشنگی تاب نداشت یک لحظه زکثرت عطش خواب نداشت مظلوم نبود کس چو عباس حسین سقا شده بود، جرعه ای آب نداشت برگشت زجبهه کودک عاشورا زیبا گوهر مشبک عاشورا فریاد بلند نفرت از دشمن داشت قنداق شهید کوچک عاشورا اسداللّه خدّامی حسین را صدا بزن اگر که دل شکسته ای حسین را صدا بزن اگر ملول و خسته ای حسین را صدا بزن در این بهار معرفت پرستوی بهاری ام اگر چه پر شکسته ای حسین را صدا بزن سحَر شد و سپیده زد چرا تو همچو مرغ شب لب از ترانه بسته ای حسین را صدا بزن تو سر به زانوی غمی زشَرم کرده های خود چرا غمین نشسته ای حسین را صدا بزن اگر به باغ آرزو به عشق کربلای او دل از همه گسسته ای حسین را صدا بزن حضرت علی اکبر علیه السلام یا رب زحالم آگهی کز تن روانم می رود مانند گل از گلستان اکبر جوانم می رود یا رب گواهی کاین زمان شد جانب میدان روان شبه رُخ ختم رُسُل سرو روانم می رود ای شبه خیر المرسلین مهلاً که از داغت یقین تا آسمان هفتمین آه و فغانم می رود رفتی تو ای بابا ولی، بنگر که از داغت چه سان صبر و قرار و طاقت و تاب و توانم می رود یا رب تو می باشی گواه کاکنون به سوی این سپاه با سینه پر سوز و آه، آرام جانم می رود رضایی حضرت مسلم علیه السلام ای خدا شب شده و من چه کنم؟ یک تن و این همه دشمن چه کنم؟ اهل کوفه همه پیمان شکنند خود نمک خوار و نمک دان شکنند صبح با من همگی پیوستند شب در خانه به رویم بستند صبح، من شمع و همه پروانه شب، بیگانه تر از بیگانه صبح، بر دامن من چنگ زدند شام از بام مرا سنگ زدند طوعه امشب تو مرا خانه بده مرغ پر بسته ام و لانه بده علی انسانی ذو الجناح کاش بودم من فدای ذوالجناح یا غبار زیر پای ذوالجناح نزد حق دارد مقامی بس عظیم راکب دیر آشنای ذو الجناح مانده کلّ آدمیت در شگفت از شعور و از وفای ذو الجناح قرب اشک مرکب خون خدا کس نداند جز خدای ذوالجناح اشک عاشورائیان مخلوط شد با غم حزن و بکای ذو الجناح خدامی همدانی بوسه بر لبهای برادر (نوحه) هرگز کسی چون من تن بی سر نبوسید بوسیدم آن جائی که پیغمبر نبوسید حیدر نبوسید، زهرا نبوسید حتّی نسیم صحرا نبوسید وقتی که در دریای خون زینب شنا کرد لب را به رگهای برادر آشنا کرد گفت ای برادر، کو رأس پاکت بینم چه سان من، غلطان به خاکت این سر که ریزد از لبش شَهد حلاوت فردا به نوک نی کند قرآن تلاوت با این که این سر، مشکوة نور است مهمان سرایش، کُنج تنور است


 اسم: مهدیه ومحبوبه زین الدینی
 کشور: ایران
نامه: اين اشکهای سر زده خواهي نخواهي است يعني تمام شعرم اسير دو راهي است این واژه های تب زده غرق تلاطم اند در های و هوی تشنگی و العطش گم اند باید ز هرم آه دلی شعله ور کنیم با چلچراغ اشک شبی را سحر کنیم باید دخیل دل به پر جبرئیل بست آری به قلب معرکه باید سفر کنیم پس از کدام حادثه باید شروع کرد پس از کدام واقعه صرف نظر کنیم ميدان پر از صداي کف و طبل و هلهله است خيمه اسیر شیون و آشوب و ولوله است آرام دیده‌ي تری از دست می رود صبر و قرار مادری از دست می رود بی‌تاب می شود ز تلظی اصغرش با دیدن کبودی لب های پرپرش در مشک های تشنه نَمی هم نمانده است آبی به غیر اشک دمادم نمانده است این اشکهای سر زده خواهی نخواهی است بانوی دل شکسته اسیر دو راهی است ماتم گرفته کودکش آخر چه می‌شود لب‌های خشک سوره‌ي کوثر چه می‌شود یک جرعه آب گرچه دگر در خیام نیست او را توان خواهش آب از امام نیست با دست عمه هر گرهی باز می شود قلب علی هوائیِ پرواز می شود تا عرش دست های پدر پر کشیده تا ... تا قلّه‌ي های عشق و شهادت رسیده تا ـ ـ محشر به پا کند همه جا با صدای خود این بار با صدای رجز گریه های خود اما سپاه کوفه جوابش شنيدني است تصوير آب دادن اين غنچه ديدني است چشمان تير محو سيپيدي حنجرش رحمی کند خدا به دل خون مادرش ای وای التهاب سه شعبه چه می کند؟ با اين گلو شتاب سه شعبه چه مي کند؟ تيري که روي دست پدر کرد پرپرش حالا دخيل بسته به رگهاي حنجرش اين اشکهای سر زده خواهي نخواهي است حالا امام خسته اسير دو راهي است اين گونه عاقبت پسر از دست مي رود بيرون کشد سه شعبه سر از دست مي رود «يک گام رو به پيش و يکي رو به پس رود حالا مردد است به سوي چه کس رود» دیده میان قلب حرم اضطراب را ديده کنار خيمه غروب رباب را ديدند پشت خيمه پدر قبر مي‌کند قبري براي اين دل بي صبر مي‌کند اما چگونه خاک بريزد بر این گلو بر چشمهاي بي رمق و نيمه باز او بهتر که پشت خيمه اي آرام خفته است بهتر که راز جسم نحيفش نهفته است بر ساحت تنش که جسارت نمي شود اعضاش عصر واقعه غارت نمي شود ديگر به شام شوم تماشا نمي‌رود ديگر سرش به نيزه‌ي اعدا نمي‌رود تا شام و کوفه همسفر آفتاب نيست بر نيزه ها مقابل چشم رباب نيست اين اشکهای سر زده خواهي نخواهي است شاعر هنوز هم به سر اين دو راهي است گفتند که نيامده دشمن به سوي او سر نيزه اي نبوده پی جستجوي او اما چه کرد کینه‌ي این قوم با تنش شد سینه‌ي شکسته‌ي ارباب مدفنش


 اسم: مهدیه ومحبوبه زین الدینی
 کشور: ایران
نامه: حضرت علی اصغر علیه‌السلام کودک میان خیمه دلش بی‌قرار آب امّا به دست دشمن سرکش مهار آب چندین بنفشه بین حرم رو به قبله، حیف بی سر میان معرکه خفته سوار آب چشمان دخترک به سوی نهر علقمه است یعنی که می‌کشد به خدا انتظار آب لب را به شکوه باز نمود و به گریه گفت با ما نبود جان پدر این قرار آب گر تشنه لب به خیمه بمیرد برادرم گردد سیاه در دو جهان، روزگار آب وقتی خبر رسید عمو تشنه شد شهید دیگر نبود بر لب دختر شعار آب سید محمد جوادی میان گریه‌ات لبخند ناب است چرا باور کنیم از قحط آب است نخواندیم از تو ای قرآن جیبی به جز شش سوره‌ای که باب باب است خدا در بند قنداقه تو را خواست علی همواره دستش در طناب است مگر کمتر ز ناقه در ثمودی دعای عبد صالح مستجاب است! ز لیلازاده اینجا دیدنی‌تر دل مجنون فرزند رباب است زره بر قامت تو کوچک آمد وگرنه قصه‌ی گهواره خواب است! علی هستی تو آخر، حرمله کیست؟ بزن پلکی که وقت فتح باب است به عکس وقتِ تشییع تنِ تو چقدرانجام دفنت پر شتاب است چه بهتر دفن بودی و نگفتند سه روز این جسم زیر آفتاب است! جواد محمد زمانی بگو که يک‌شبه مردي شدي براي خودت و ايستاده‌اي امروز روي پاي خودت بگو به خيمه، ز من دست بر نمي‌داري و باز در پي اثبات ادعاي خودت- - از آسماني گهواره روي خاک بيفت بيفت مثل همه مردها به پاي خودت که شايد آخر سير تکامل حلقت سه جرعه تير بنوشي به دست‌هاي خودت يکي به جاي عمويت که از تو تشنه‌تر است يکي به جاي رباب و يکي به جاي خودت بده تمام خودت را به نيزه‌ها و بگير براي عمه کمي سايه در ازاي خودت و بعد همسفر کاروان برو بالا برو به قصد رسيدن به انتهاي خودت و در نهايت معراج خويش مي‌بيني که تازه آخر عرش است ابتداي خودت سه روز بعد در افلاک دفن خواهي شد درون قلب پدر ، خاک کربلاي خودت هادي جانفدا


 اسم:
 کشور:
نامه: سلام از يه فرشته به يه فرشته کوچيک ديگه نيلا کوچولو خيلي دوستت داره


 اسم: Maryam Janbakhsh
 کشور: Iran
نامه: سلام علی اصغر عزیزم من خیلی شما و خواهر گلتان رقیه جان را دوست دارم. مامانم همیشه از قیام امام حسین برام تعریف می کنه ومن با جون و دل گوش می کنم.......


 اسم: فاطمه رهنما
 کشور: ایران
نامه: سلام ای کوچولویی که با شهادتت از هر بزرگی بزرگتر شدی دوستت دارم و همیشه تلاش می کنم راهت را ادامه بدهم


 اسم: الهه مطهریان
 کشور: ایران
نامه: سلام به علی اصغر سلام به کوچکترین مرد میدان جنگ علی اصغر کوچک نبود بلکه انقدر بزرگ بود که دشمن از ایشان می ترسید که او را به شهادت رساند وگر نه کاری به ایشان نداشت


 اسم: اميرحسام خائفي
 کشور: ايران
نامه: سلام من به کوچکترين تشنه لب کربلا و سلام من به کوچکترين شهيد کربلا


 اسم: امیرحسین نوبهار
 کشور: ایران
نامه: سلام میکنم به تو ای شاهزاده کربلا من خیلی دوست دارم هروقتم که فیلم مختارنامه شروع میشد واولحظه ای که پدرتون امام حسین (ع)خون تورو به اسمون میریخت بارها میدیدم مامان وبابام گریه میکنن اول که متوجه نمیشدم تا اینکه یه روز ازبابام سوال کردم واو تموم قصه تورو برام تعریف کرد دیگه ازاون به بعد هروقت اون لحظه رو تلویزیون نشون میداد منم برات گریه میکردم حتی یه بار بابام منو بغل گرفت ومنوبوسید توبغل بابام باهاش برات خیلی گریه کردم راستی چند ساله بامامانم محرم میرم شیرخوارگان خیلی دوستون دارم میشه برام دعا کنی براهمه ..مامان وبابام و... برای عمو هم دعا کن اخه اون شهیدشده..شایدم اومده پیش شما بهش بگید دلم براش تنگ شده برا اقاجونمم دعا کنید اخه اونم مجروح شده بابا میگه ادمای بد اونو مجروح کردن اخه اقا جونم جانبازم هست بابا میگه تو بدن اقاجون چند تا ترکشه.. اما هنوزم داره بادشمنا می جنگه من براش خیلی دعاکردم شما هم براش دعا کنید خیلی دوستون دارم یه عالمه...


 اسم: اميرحسام خائفي
 کشور: ايران
نامه: در دفتر گل، ورق ورق گوهر بود از اشک، سرانگشت نگاهم تَر بود چيزي که به من توان زاري مي‌داد قنداقة خونـين عــلي‌اصغــر بــود


 اسم: اميرعلي پوررضا
 کشور: ايران
نامه: سلام اي فرشته كوچيك شش ماهه. سلام به مولاي مهربونم،سلام به تو نوزاد كوچيك كه در گهوارۀ قشنگ چوبي ات خوابيده اي. تو نميتواني با دشمن بجنگي چون شش ماه بيشتر نداري.اي نوزاد كوچيك در گهواره ات آروم بمون تا وقتي بيدار شدي بهشتو ببيني چون همه خونوادت تو بهشتن.ما بچه ها ي كوچيك با دستها و قلبهاي كوچيكمون به مامانت ميگيم:حالا كه تو شهيد شدي ما شيرخوارگان فداي تو ميشيم و هر سال لباس تو رو ميپوشيم تا دل دشمنات بسوزه و ببينه چقدر دوستت داريم .


 اسم: محمد بهدان بابايي
 کشور: ايران
نامه: خيلي دوستت دارم و هميشه به ياد تو هستم


 اسم:
 کشور:
نامه: خيلي دوستت دارم