نامه هاى ارسال شده: 987                                                                          ارسال نامه
  1  2  3  4  5  6  7  8  9  10  11  12  13  14  15  16  17  18  19  20  21  22  23  24  25  26  27  28  29  30  31  32  33  

 اسم: محمدعلی
 کشور: ایران
نامه: دروود بر کوچک ترین شهید کربلا


 اسم: آروین
 کشور: ایران
نامه: درود بر علی اصغر و لعنت بر هرمله که به شما تیر زد و باعث مرگ شما شد و لعنت بر کل یاران یزید که قصد داشتند که شما و امام حسین و یارانتان را با تشنگی و رنج از این دنیا ببرند.


 اسم: نیایش حمامی سفید سنگی
 کشور: ایران
نامه: سلام سلام به کوچکترین وضعیف ترین شهید روزه عاشورا نمی دانم چه بگویم،اصلا خودم را در حدی نمیبینم که برایت نامه ای بدم،ولی چون تو بزرگی و حاجت روایی می کنی برایت نامه ای می نویسم. خیلی دوس داشتم روز به شهادت رسیدنت درکنارت می بودم،وقتی بهتون فکرمی کنم اشک هایم از چشمانم جاری می شود من چهار سال بیشتر ندارم ولی وقتی پدرم و مادرم جریانه روز عاشورا رو تعریف می کنن خیلی ناراحت می شوم. از شما فقط چند خواهشی دارم اول اینکه به خدا بگین اقا امام زمون رو زود تر بفرسته دوم اینکه سایه هیچ پدرومادری رو از سره بچه هاش کم نکنی سوم اینکه همه مریضا رو شفا بده چهارم اینکه هر کی تو این جهان داره ظلمی رو دربرابر ضغیفان انجام میده به سزای اعمالشون برسون... دوستون دارم یا علی اصغر و در اخر تشکر کنم از پدرم که در نوشتن این نامه کمکم کرد. یا حق


 اسم: فاطیما خوبیاری
 کشور: ایران
نامه: آقا سلام نامت علی است و بزرگ .اگر شما نبودید اسلام زنده نمی ماند .


 اسم: عا لین فولادی
 کشور: ایران
نامه: کوچکترین شهید کربلا : فرزند دلبند آ قا ابا عبدالله ( ع ) چگونه نامردها دلشان آمد که بجای آب تیر سه شعبه را روانه گلوی پاکت کنند . آقا جان چگونه طاقت آوردی که عزیزت را غرق در خون دیدی . خدا لعنت کند آنها را که برای مال دنیا دست به کار حیوانی زدند و خون پاکشان را بر روی زمین ریختند


 اسم: اهورا همتی مقدم
 کشور: ایران
نامه: سلام حضرت علی اصغر ما بچه ها خیلی خیلی شما رو دوس داریم. میدونم که شما هم ما رو دوس داری. از شما میخوام مثل من و مامان و بابام دعا کنی. دعا میکنم تا کمک کنی مشکلات همه مامان و بابا ها حل بشه تا به ما بچه ها بیشتر توجه کنن.


 اسم: هستی پناهی
 کشور: ایران
نامه: فداي لب تشنه وگلوي کوچکتان دعاکنيدخيلي زودبه زيارت شما،پدر،عمووتمام شهداي کربلابيايم وبراي همه دعاکنم. فدای لب تشنه ات علی اصغر جان یا باب الحوائج.سلام به لب تشنه وگلوی بریده ی اخرین سربازامام حسین.قای صبر سلام ،اقای مظلومم سلام سلام برتو واهل بیتت که چه غریبانه جورزندان یزیدیان را به دوش کشیدند؛وسلام برزینب کبری وان صبر ایوب گونه اش که حضرت ایوب زمانه ها شد وسلام بررقیه سه ساله که با بی قراریش دل عمه جان را غرق درخون کرد وسلام بر علی اصغر شش ماهه امام حسین که حماسه ای حیدری افرید وجان مبارکش را تقدیم پدرکرد واسماعیل زمان شد اما حیف که گوسفندی نشد تا فدای گلوی نازکش گرددوسلام برسکینه ،علی اکبر گلی که دست خدا می کشید نازش را نداد با کف آبی فلک نیازش را خدای را به که گویم که جای بوسیدن درید تیر سه شعبه گلوی نازش را . . علی اصغر خیلی دوستت دارم و تو رو که مظلوم ترین نوزاد دنیایی.... سلام ای فرشته ی کوچک ۶ ماهه سلام به مولای خوبم علی اصغر (ع) . سلام به تو نوزاد کوچک که در گهواره ی قشنگ چوبی ات خوابیده ای . تو نمی توانی با دشمنان خدا بجنگی چون هنوز۶ ماه بیشترنداری تو می توانی در گهواره ات بمانی و گریه نکنی این خودش یک کمک بزرگ است . ای نوزاد کوچک در گهواره ات آرام بمان و بخواب تا وقتی بیدار شدی بهشت را ببینی چون خدا وهمه ی اهل بیت آن جا هستند. ،ابوالفضل العباس ،مسلم بن عقیل ،طفلان مسلم و.............السلام علی حسین وعلی علی بن حسین وعلی اولاد حسین وعلی اصحاب حسین علیه السلام* التماس دعا.سلام اي علي اصغرتشنه شش ماهه کوچک بادل پاکومهربانت مواظبم باش .سلام علی اصغر جانم ،جانم فدای لب تشنه ات ،ای علی اصغر شیر خوارم بهم کمک کن همیشه به راه تو و پدرت بیام. حواست به من و مامان و بابام باشه که غیر از راه تو نریم،الهی قربون لب تشنه ات برم مامان همیشه لالایی های تو برام میخونه من خیلی دوست دارم . کودک میان خیمه دلش بی‌قرار آب امّا به دست دشمن سرکش مهار آب چندین بنفشه بین حرم رو به قبله، حیف بی سر میان معرکه خفته سوار آب چشمان دخترک به سوی نهر علقمه است یعنی که می‌کشد به خدا انتظار آب لب را به شکوه باز نمود و به گریه گفت با ما نبود جان پدر این قرار آب گر تشنه لب به خیمه بمیرد برادرم گردد سیاه در دو جهان، روزگار آب وقتی خبر رسید عمو تشنه شد شهید دیگر نبود بر لب دختر شعار آب . ورشيد عاشورا، از اوج آسمان، حرارت را بر كربلا مي باريد. از ابتداي صبح، فرياد و نالة كودكان، از خيمه ها برپا بود. صداي واعطشا، كربلا را شرمنده كرده بود. آنجا، گوشة خيمة رباب، كودكي شيرخوار، در آغوش مادر، بي تابي مي كرد. با گريه اش، گويا آب مي خواست. تشنه بود. اما مادر از او تشنه تر. شيري هم نداشت تا كودك را قدري آرام كند. عصر عاشورا، حسين به خيمه ها آمد. براي خداحافظي. اهل حرم گرداگرد حسين حلقه زدند. تشنگي يادشان رفته بود. اين بار در فراق حسين اشك مي ريختند. در اين هياهو، حسين به خيمة رباب رفت تا با همسر و فرزند شيرخوارش وداع كند. علي اصغر با ديدن بابا، دست و پا تكان داد. حسين او را در آغوش گرفت. علي اصغر آرام شد. رباب نگاهي به حسين افكند. گويي با نگاهش از حسين، آب طلب مي كرد. اما نه براي خود. براي اين طفل معصوم. حسين فرمود: «او را به نزد لشكر مي برم تا شايد سيرابش كنند.» به نزد سپاه عمر سعد آمد. علي را به روي دست گرفت و فرياد زد: «اي لشكر ستم سيرت، شما با من نبرد مي كنيد. اين كودك شيرخوار، تشنه است. او را از من بگيريد و سيرابش كنيد و به من بازگردانيد.» آه! عجب صحنه اي! حسين، اينك با كودكي در آغوش به ميدان آمده. ديگر يار و ياوري براي او نمانده؟ آسمان و زمين دارند اين صحنه را تماشا مي كنند. اينك، حسين است و علي اصغر و يك لشكر. با او چه مي كنند؟ آيا كودكش را سيراب خواهند ساخت؟ اينكه خواستة مهمي نيست. حتماٌ اجابت مي كنند. علي اصغر، لب تشنه، با گوشة چشمان كوچكش، لشكر را نظاره كرد. نامردماني را كه تشنة خون پدرش بودند. نگاهش را سوي پدر برگرداند. چشمان ملتمس بابا را ديد كه در ميان لشكر، بدنبال يك جوانمرد مي گشت تا اميدش را نااميد نسازد. لبهاي خشكيدة بابا را ديد كه مانند دو چوب خشك، برهم مي خوردند. صورت زخمي و خونين بابا را نظاره مي كرد. چهرة خسته و مظلوم پدر را مي ديد. و حسين، با شرمساري چهرة تشنة علي اصغر را تماشا مي كرد. علي و بابا محو تماشاي يكديگر بودند كه ناگهان حسين پاسخ خود را دريافت كرد. تيري سه شعبه از كمان حرمله رها گرديد و گلوي نازنين علي اصغر را دريد. زضرب تير، چنان دست و پاي خود گم كرد كه خواست گريه كند، جان آن تبسم كرد آخرين و كوچكترين سردار حسين نيز، با شربت شهادت، سيراب شد. حسين، دست خود را از خون گلوي اصغر پر كرد و بر آسمان افشاند و قطره اي از آن بر زمين باز نگرديد. اشك از چشمانش جاري شد و فرياد زد:«علي جان! خدا لعنت كند قومي را كه تو را كشتند.» اينك حسين، ميان ميدان كربلا مانده. نه تاب ايستادن دارد و نه توان بازگشتن به خيمه ها را. آرام، اصغر را به پشت خيام برد. با شمشير قبر كوچكي حفر نمود و ميوة دلش را در ميان قبر گذاشت. صداي ناله اي او را به خود آورد. رباب بود كه با اشكهاي خويش، كودك شيرخوارش را بدرقه مي كرد. اي سردار كوچك حسين! اي علي اصغر! امشب دست توسل به دامان تو بسته ايم. با دستان كوچكت، گره از كار ما بگشا. به نام خدا ای علی اصغر تو کوچکی ولی کوچکی دلت به وسعت دریاست . و حتی در تیرگی چشمانت وسعت آسمان را می توان دید. ای طفل شیر خواره حسین ای دریای بی کران سخاوت گرچه تو کوچکی اما در دلت جاودانگی آشکار است. گر چه تو کوچکی اما دردلت بهشتی از بی کرانی خداوند است. تو همچون سربازی دلاور دردریای بی کران محبت به کمک پدرت رفتی و با جاودانگی به سمت خدا برگشتی . شاید تو را با لب تشنه شهید کردند, اما تو در بهشت خدا غرق در شادی خواهی بود . گرچه اشک دلت تاآسمان ها رفت اما درعوض آسمان را رنگ آمیزی کرد و فرشتگان درک کردند که چقدر گرانبهاست . ای علی اصغرم یاور و دلبرم ای آسمان سخاوت ای رحمت و کرامت تو دلی دریا داری روشن و زیبا داری چشمانی آسمانی دریایی از بی کرانی خورشیدی طلایی داری در قلب ذکر خدا می آوری هردم بر لب آسمان دلت همچو دریاست پاهایت همچو کوه استوار بر لب می آوری ذکر خدا و تو می گویی الله الله خورشیدی طلایی داری در قلب ذکر خدا می آوری هر دم بر لب کاری از :هستی پناهی.


 اسم: مهديه
 کشور: حسيني
نامه: سلام من شمارو خيلي دوست دارم اميدوارم روزي ک امام زمان ظهورميکنه منم بتونم ببينمتون فداي گلوي تيرخورده ات يا علي اصغر😔😔😔


 اسم:
 کشور:
نامه: سلام دردانه ی امام حسین.یک روز من با برادروخواهرم به خیابان رفتیم.خواهرم تشنه بود.رفتی وبه خواهرم آب دادیم.خواهرم لبخندمی زدولی من گریه می کردم.چون اگر روز عاشورابه علی اصغر شش ماهه هم آب می دادندوعلی اصغر شش ماهه می خندیدوامام حسین هم لبخند علی اصغرشش ماهه اش رامی دیدخیلی خوش حال می شدند.))


 اسم: سید امیر رضا سرداری
 کشور: ایران
نامه: سلام علی اصغر


 اسم: آتنابحيرائي
 کشور: ايران
نامه: السلام عليک ياحضرت علي اصغر من7ساله هستم وشماروخيلي دوست دارم،فداي لب تشنه وگلوي کوچکتان دعاکنيدخيلي زودبه زيارت شما،پدر،عمووتمام شهداي کربلابيايم وبراي همه دعاکنم.


 اسم: پرنيا رفعت
 کشور: ايران
نامه: حضرت علي اصغر تو با دست کوچيکت گره هاي بزرگ باز ميکني همه مريضه رو شفا بده دوست منم مريضه شفاش بده


 اسم: پرنيا رفعت
 کشور: ايران
نامه: حضرت علي اصغر تو با دست کوچيکت گره هاي بزرگ باز ميکني همه مريضه رو شفا بده دوست منم مريضه شفاش بده


 اسم: هستی السادات مصطفوی
 کشور: آلمان
نامه: سلام ای علی اصغر جان من شما را خیلی دوست دارم چون مادرم می گوید که شما خیلی مهربان هستید.من میدانم که شما در زمان کودکی فوت کرده اید.انشا الله که به همراه امام زمان ظهور کنید و جهان را پر از عدل و شادی کنید.


 اسم: ترنم ترکاشوند
 کشور: ایران
نامه: سلام علی اصغر کوچولو ، من سه سالمه اما تو این مدت اینقدر مامانم از شما برام گفته که تقریبا میشناسمتون ،شدین دوست خیالیم،میدونی اخه از همون کوچولوییام مثل همه بچهای دیگه توی محرم تو یه روز خاص که مامانم میگه روز علی اصغر کوچولو رفتیم به یه مراسم که به خاطر شما برگزار میشه واز همون موقع اشنای من باشما شروع شده ،مامان از شهادتتون همیشه برام گفته از پدرتون از عمتون واز مادرتون هینطور از عموی مهربونتون ،میدونین دنیای ما بچها خیلی با بزرگترا فرق میکنه وقتی مامانم اینا رو تعریف میکنه برام ، من خیلی ناراحت میشم دونم چرا دلم تنگ میشه بعد به خودم میگم که علی اصغر کوچولو خیلی قوی بوده یه حس عجیبیه،میدونم که میدونین چی میگم. تو شباهای محرم که میرفتیم هیئت ادمای رو دیدم که به قول مامان داشتن حادثه کربلا رو نمایش میدادن های کوچولو رو میزدن خیلی ترسناک بود ومن خیلی هم گریه کردم اما بابا بغلم کرد و مامان بهم گفت که این فقط یه نمایشه ، برای اینکه ما وکوچیکترها یاد بگیریم که اون موقع چه اتفاقی افتاده و چیزی برای ترسیدن نیست اما همش فکر میکردم پس اون موقع شما و.. . چطور سر کردین وچیکار کردین نترسیدین ،علی اصغر کوچولو خیلی دوستتون دارم کمکم کنین تا هر چه بزرگتر میشم شناخت وعلاقم به شما وخانوادتون بیشتر بشه ، انشاالله


 اسم: parsanoori
 کشور: ترکیه
نامه: سلام ای شیر خوار کوچک خیلی ناراحت هستم که شهید شدی باتشکر از شبکه ی جهانی هدهد در ماهواره ی هاتبیرد


 اسم: امیررضا سیدلیان
 کشور: ایران
نامه: سلام آقا علی اصغر من سه ساله هستم من چیزی بلد نیستم در شام شما بنیسم ولی خیلی دوستتون دارم


 اسم: فاطمه آبگشا
 کشور: ایران
نامه: سلام به تو ای کودک شش ماه، بچه های دیگر که شش ماهه بودند آب میخورند اما تو طفل شش ماهه آب را از تو دریغ کردند و به جای آن، تیر سه شعبه به گلوی نازنینت زدند


 اسم: احمد آبگشا
 کشور: ایران
نامه: فدای لب تشنه ات علی اصغر جان یا باب الحوائج


 اسم: نرجس نعمتی
 کشور: ایران
نامه: سلام به لب تشنه وگلوی بریده ی اخرین سربازامام حسین


 اسم: بنیامین شکرگزار
 کشور: ایران
نامه: اقای صبر سلام ،اقای مظلومم سلام سلام برتو واهل بیتت که چه غریبانه جورزندان یزیدیان را به دوش کشیدند؛وسلام برزینب کبری وان صبر ایوب گونه اش که حضرت ایوب زمانه ها شد وسلام بررقیه سه ساله که با بی قراریش دل عمه جان را غرق درخون کرد وسلام بر علی اصغر شش ماهه امام حسین که حماسه ای حیدری افرید وجان مبارکش را تقدیم پدرکرد واسماعیل زمان شد اما حیف که گوسفندی نشد تا فدای گلوی نازکش گرددوسلام برسکینه ،علی اکبر ،ابوالفضل العباس ،مسلم بن عقیل ،طفلان مسلم و.............السلام علی حسین وعلی علی بن حسین وعلی اولاد حسین وعلی اصحاب حسین علیه السلام* التماس دعا


 اسم: محمدحبیب جعفرزاده
 کشور: ایران
نامه: سلام بر6ماهه ی حسین


 اسم: تينا عابري
 کشور: ايران
نامه: سلام اي علي اصغرتشنه شش ماهه کوچک بادل پاکومهربانت مواظبم باش


 اسم: مهرسا میرزدانی
 کشور: ایران
نامه: سلام حضرت علی اصغر من برای امام حسین پدرتون خیلی ناراحتم من آرزو دارم همه کسانی که تو بیمارستانن خوب بشن آرزوم اینه همیشه همه بچه ها لبشون خندون باشه


 اسم: مليکا اميري
 کشور: ايران
نامه: سلام من امسال خيلي دوس دارم برم کربلا برام دعا کن يا علي اصغر


 اسم: علي اصغر قراخاني
 کشور: ايران
نامه: سلام به لبان تشنه بي زبانت نامت سنت را بزرگ مرد ميدان کرد که خاطرم باسد نام من يادگاري بزرگ از تو بر من نهاده شد باشد که به عابروي پدرت با عابرو بزرگ شوم


 اسم: محمد شهابي
 کشور: ايران
نامه: سلام بر تواي نو گل اما حسين فداي لبان تشنه و گلوي بريده ات با اين دستان كوچكت دستان ما را هم بگير


 اسم: یسنا طائی
 کشور: ایران
نامه: سلام بر تو ای نو گل امام حسین فدای لبان تشنه و گلوی بریده ات با این دستان کوچکت دستان ما رو هم بگیر


 اسم: علیرضا مرگان
 کشور: ایران
نامه: سلام برشیر خوار کوچک خدا ای علی اصغر قربان لب های تشنه ات بروم خدا از آن دشمنان ستمگر نگزرد که توبچه شیرخوار خدارا در صحرا کربلا به شهادت رساندن انها توانستن باستمگری 72 تن ازیاران امام حسین <ع> رابه شهادت برسانند وتوشیرخوار کوچک وامام سوم ما شیعیان یعنی امام حسین<ع> رابه شهادت برسانند


 اسم: محمدقايم علوي
 کشور: ايران
نامه: سلام علي اصغر تشنه لب بابايي.شش ماهه علي اصغر خودت کمک کن به حق لب خشکيدت که ما کوچولوها بتونيم راهتو هميشه ادامه بديم.مامانم هميشه تو لالايهاش ميخونه علي اصغر تشنه لب غريبانه از دنيا رفت.علي اصغر جانم فداي دستاي کوچيکت بشم